لیست سفارش فرش ها
مجموع (ریال)
0
FA
EN
AR
KU
RU
DE
انتخاب زبان
اخبار و رویدادها
احمد فرهی: تولید و صادرات، تنها راه نجات دولت و کشور
«فرش فرهی» که امروز در داخل کشور با برند تجاری و فروش خود یعنی «آقای فرش» شناخته می‌شود و در بسیاری از شهرهای ایران فروشگاه دارد از قدیمی‌ترین شرکت‌های تولیدکننده در حوزه فرش ماشینی به شمار می‌رود.

«مهندس احمد فرهی »؛ ریاست این مجموعه که البته خودشان اعتقاد دارند که فقط ریاست بخش تولیدی این مجموعه با ایشان است و باقی کارها بر عهده پسرانش یعنی علی و حسین فرهی است.

شرکت «سپهر کاشان» از که در دهه هفتاد تأسیس شد جز اولین شرکت‌های تولیدکننده فرش ماشینی در کشور محسوب می‌شود و امروزه دارای چند نوع ابداع و اختراع در حوزه‌ی تولید فرش ماشینی است.

مهندس احمد فرهی یکی از بزرگان صنعت نساجی و فرش ماشینی کشور، سالیان زیادی در کارخانه‌های نساجی در سمت‌های مختلف مشغول به فعالیت بود و در بخشی از این گفت‌وگو از تجربه‌های خود در این سال‌ها برای مجله کهن تعریف کرد.

ایشان همچنین سالیان زیادی است که در اتاق بازرگانی کاشان عضویت دارد و به‌نوعی از باتجربه‌های این صنعت به شمار می‌رود.

گفت‌وگوی مفصل مجله نساجی کهن با آقای احمد فرهی در زمینه‌های مختلف فرش ماشینی، تولید و همچنین اقتصاد کشور به دلیل تجارب شخصی و سوابق تحصیلی ایشان ترتیب دادیم که در ادامه می‌توانید آن را مطالعه کنید.

-درست است که شرکت شما را نه تنها در کل کشور که در سطح بین‌المللی هم می‌شناسند،_ اما ازآنجایی‌که قراراست این مصاحبه در شماره دی مجله کهن (ویژه نمایشگاه دوموتکس هانوفر) منتشر خواهد شد_ لازم می‌دانم توضیحات مفصلی در مورد تاریخچه شرکت فرش فرهی، نوع ماشین‌آلات کاربردی، سال تأسیس و فنّاوری مورداستفاده خود برای مخاطبان نشریه کهن توضیحاتی را بفرمایید.
به‌طور خلاصه عرض کنم که از سال ۱۳۵۴ به‌عنوان مدیر کنترل کیفی کارخانه‌ی تازه‌ساخت و درحال‌توسعه‌ی «راوند» مشغول به کار شدم.

آنجا دو ویژگی خیلی خوب داشت؛ یکی مباحثی بود که در زمینه‌ی آموزش مطرح می‌شد و دیگری در زمینه‌ی کنترل کیفیت که نتیجه این دو مسئله کیفیت بالای محصولات تولیدی کارخانه راوند بود که به‌واسطه آن توانستیم در سطح ایران و خاورمیانه نام اول را پیدا کنیم.

من تا سال ۱۳۶۷ در کارخانه راوند فعالیت‌های مختلفی در زمینه‌های مسئولیت امور مالی، مدیریت انبارهای این کارخانه داشتم.

در سال ۱۳۶۷ ازآنجا بیرون آمدم و یک واحد ماشین‌سازی قالی‌بافی تأسیس نمودیم.

درواقع دومین ماشین نوعی قالی‌بافی که در ایران ساخته شد توسط شرکت ما اتفاق افتاد.

به دنبال آن ما چند واحد تولید فرش احداث کردیم که یکی از آن‌ها فرش سپهر کاشان بود که خوشبختانه توانستیم عنوان اولین واحد نمونه کشوری را کسب نماییم و در پی آن از سال ۱۳۸۰ به کمک «بچه‌ها» این واحد نساجی فرش سپهر را احداث کردیم.

مسئله‌ی مهم آن بود که سعی کردیم محصولات جدیدی تولید کنیم که برای اولین بار وارد بازار ایران می‌شد.

ما حدوداً ۹ فقره ثبت اختراع انجام دادیم و برای اولین بار نرخ پلی‌استر فیلامنت را برای فرش ماشینی (پود و خواب نخ و تار)‌ استفاده کردیم؛ که خوشبختانه موفقت آمیز هم بود و زمینه صادرات خیلی خوبی فراهم کردیم زیرا این محصول نخ و پرز ندارد و حساسیت ایجاد نمی‌کند، عمر بالا و دوام بسیار خوبی دارد و جالب است بدانید که در خارج هم بیشتر دنبال محصولات و کف‌پوش‌هایی هستند که پرز ندهد.

ما در این زمینه سرمایه‌گذاری و هزینه‌های زیادی انجام داده‌ایم که خوشبختانه نتیجه خوبی گرفتیم.

ما یک مجموعه نسبتاً کاملی که خط تولید را هم داراست، هستیم و این‌یکی از ویژگی‌های مجموعه ماست، ویژگی دوم این است که ما هیچ‌گونه وابستگی ازلحاظ مواد اولیه به خارج از کشور نداریم.

کلیه مواد ما داخل ایران تولید می‌شود (از پتروشیمی تند گویان) در اینجا فرآوری می‌گردد و برای فرش مصرف می‌شو.

ویژگی سوم مجموعه ما بحث صادرات است که صادرات این قالی‌ها به نسبت قالی‌های اکلریک و سایر قالی‌ها با اقبال بهتری روبه‌روست.

ویژگی بعدی ما سیستم فروش منحصربه‌فرد مجموعه است. ما قبلاً ۱۲۰ باب فروشگاه داشتیم که البته الان کاهش‌یافته و حدوداً ۸۰ مورد است و درازای آن هایپرفرش‌هایی تأسیس کردیم تحت عنوان آقای فرش؛ که امروز در حال حاضر ۵ باب آقای فرش داریم، دو باب هم در حال راه‌اندازی است؛ یکی در مشهد و دیگری در اصفهان ظرف ماه آینده تأسیس خواهد شد.

کلیه تولیدات ما توسط واحدهای خودمان عرضه می‌گردد و اصطلاحاً مشکل سوخت ‌شدن نداریم!



ـ شرایط امروز کشور را برای تولیدکننده به چه شکل می‌بینید؟
خوشبختانه امروزه دولت تا حدودی به این مسئله پی برده است که تولید و صادرات تنها راه نجات دولت و کشور است.

به نظر می‌رسد دولت به‌صورت ضمنی و ظاهری به تولید توجه دارد. صادرات موضوعی مرتبط با مسائل حکومتی است و ما برای اینکه بتوانیم در حوزه صادرات موفقیت‌هایی کسب کنیم چاره‌ای جز این نداریم که روابطمان با سایر کشورهای جهان را بهتر کنیم.

ولی درواقع با توجه به شرایط فعلی چندان نمی‌توان به آینده خوش‌بین بود و قدر مسلم این است که بایستی خیلی بااحتیاط، حساب‌وکتاب در این زمینه قدم برداشت.

به‌عنوان نمونه امروز به دلیل قطعی اینترنت نمی‌توانیم کالای خود را از گمرک ترخیص کنیم و مجبور هستیم بابت آن دموراژ پرداخت کنیم درحالی‌که در داخل کارخانه نیز کارگرمان بیکار است این دست مسائل موارد غیرقابل‌پیش‌بینی است که کمر اقتصاد و تولید را خم می‌کنند.

به‌عنوان‌مثال منابع تأمین بودجه‌ی دوسالانه جدید دولت به دلیل اینکه درفروش نفت تحریم هستیم بیشتر بر اساس مالیات بسته‌شده است.

منابع دیگری هم که عنوان‌شده در مورد یارانه‌ها و فروش املاک دولتی است. که آن املاک هم خیلی عدد بالایی را در برنمی‌گیرد.

به نظر می‌رسد که تمرکز دولت روی مسئله مالیات است و این مالیات درزمانی عنوان‌شده که ما در رکود و تورم شدید هستیم.

ما اصطلاحی در اقتصاد داریم با عنوان «بیماری هلندی» که طبق آن هم‌زمان با رکود تورم هم داریم؛ یعنی مانند انسانی که هم به بیماری فشارخون مبتلاست و هم ضعف دارد، اگر دارو برای درمان ضعف مصرف کند فشارخون تشدید می‌شود و سکته می‌کند.

حال اگر دارویی برای تنظیم فشارخون مصرف کند دچار ضعف شده و به کما می‌رود، این همان مشکلی است که امروز در کشور ما داریم.

متأسفانه دولت هم کمر همت به انجام این سیستم جدید مالیات بسته است.

دولت امروز در شرایط خاصی قرار دارد و متأسفانه بسیاری از تصمیماتش کارشناسی شده نیست و ایرادی که بخش صنعتی و اقتصادی کشور به دولت می‌گیرد این است که یک مقدار با تشکل‌ها، اتاق‌های بازرگانی و اتحادیه‌ها هماهنگی بیشتری داشته باشد و از آن‌ها راهکار بطلبد و به آن‌ها عمل کند.

باور من این است که اگر در بحث صادرات با دنیا تعاملاتی برقرار کنیم می‌توانیم میلیاردها دلار درآمد صادراتی داشته باشیم که این رقم در حال حاضر چیزی حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیون دلار برآورد شده است که آن‌هم با مشکلات جابجایی پول، یارانه (سوبسید) و مسائل زیادی دست در گریبان است ولی اگر دولت بتواند مشکلات بیرون را حل نماید آینده خوبی در انتظارمان است و امیدواریم که این اتفاق بیفتد.

ـبا توجه به اینکه شما در اتاق بازرگانی هم حضور دارید و ارتباط تقریباً نزدیکی با مسئولان دولتی دارید، به نظر شما تولیدکنندگان برای افزایش صادرات، رونق تولید و اقتصاد در داخل کشور به چه عناصری نیاز دارند؟
ابتدا زیرساخت‌های هر کاری می‌بایست فراهم شود. امروز در کشور ما سه دیدگاه اقتصادی وجود دارد؛ یک دیدگاه ایدئولوژیک که اقتصاددانان این دیدگاه را موردتوجه قرار نمی‌دهند، یک دیدگاه اقتصاد دولتی و عده‌ای که از طریق آن به منافعی رسیده‌اند، خیلی تمایل ندارند اقتصاد از دست دولت خارج شود، دیدگاه سوم هم اقتصاد آزاد است یا همان اقتصادی که دست بخش خصوصی باشد.

برای مثال خودروسازی ما دولتی است و از کیفیت خوبی جهت فروش به بازارهای صادراتی برخوردار نیست.

ما اگر بخواهیم خودروی‌مان را در دنیا بفروشیم شاید به یک‌سوم قیمت داخلی آن‌هم نخرند چون ازلحاظ کیفی از درجه مطلوبی بهره‌مند نیست.

در اینجا دولت اگر تصمیم بگیرد خودروسازی را به بخش خصوصی واگذار کند با دنیایی از مسائل و مشکلات روبه‌روست، شاید لازم است یک سری کارخانه دولتی به بخش خصوصی واگذار گردد مانند «کارخانه هپکو اراک»، منتها متأسفانه برای انجام این کار خیلی دیر است.

دولت ابتدا باید جلوی رانت‌خواری‌ها را بگیرد و شرایطی ترتیب دهد که در آن تبعیضی وجود نداشته باشد؛ برای مثال اگر قرار است یک کارخانه به فروش رود شرایط خرید برای همه یکسان باشد.

کارخانه‌های دولتی را به افرادی واگذار کنند که سابقه درخشانی در صنعت و تولید دارند، نمونه بارز آن کاری است که بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان شرقی رخ داد.

در آن زمان دولت تصمیم گفت کارخانه‌ها دولتی را به افرادی کاردان، شایسته و فارغ از ایدئولوژی به قیمت بسیار ارزانی واگذار نماید و تنها یک پیش‌شرط برای خریداران در نظر گرفت که شخص خریدار بتواند آن مجموعه را به‌گونه‌ای اداره و هدایت نماید که در آن از لابی و پارتی استفاده خبری نباشد.

ما نیز اگر می‌خواهیم در این زمینه قدم برداریم باید شرایط را برای تمامی افراد جامعه یکسان نماییم و کاری به عقیده، مرام و تفکر آدم‌ها نداشته باشیم و فقط به فکر توان اقتصادی افراد باشیم و به سوابق کاری اشخاص توجه کنیم و چوب لای چرخ تولیدکننده نگذاریم!

دولت اگر بخواهد این صنعت را به بخش خصوصی بدهد باید ابتدا زیرساخت‌های لازم را فراهم کند یکی از مواردی که باید قبل از واگذاری شرکت‌ها به بخش خصوصی دچار تغییرات بنیادین گردد، قوانین ما است.

اکثر قوانین ما به‌جای آنکه راهگشا باشند مزاحم هستند، بایستی قوانین را شفاف‌سازی کنیم نه اینکه قانون تولید نماییم.

باید در جامعه آن روحیه‌ی همگرایی را تقویت کنیم و بدانیم که این کشور ماست و یک سری مسائل را هم کنار بگذاریم و بادید ملی به مسائل نگاه کنیم، به تولیدکننده بها بدهیم. راهکار دیگر دعوت از سرمایه‌گذاران خارجی است که باید ضمن حفظ امنیت مالی و جانی آن‌ها، برای حضور و سرمایه‌گذاری در ایران تدابیری بیاندیشیم.

ـ محصولات ایرانی هم‌اکنون در بازار خارجی کم‌کم جایگاهی را پس از مدت‌ها پیدا می‌کند. چرا خریدار خارجی فرش ایرانی را بیشتر از فرش ترک _که با فنّاوری به‌روزتری نسبت به ما در حال تولید است _می‌پسندد؟
این مسئله به سابقه فرش دستباف ما مربوط است. بسیاری از کشورهای دنیا، ایران را بافرش دستباف می‌شناسند.

در زمان قبل از انقلاب بالاترین رقم صادراتی مابعد از نفت مربوط به فرش دستباف بود که متأسفانه پس از انقلاب دچار یک سری مشکلات شد.

قالی‌بافی ماشینی تماماً ازلحاظ طرح و رنگ و نقش از قالی دستباف الهام گرفته‌شده و با افزایش شانه و تراکم بالا سعی دارد هرچه بیشتر ازنظر کمی و کیفی به فرش دستباف نزدیک شود، همین مسئله بود که باعث گردید ما هنوز هم ازلحاظ طرح و رنگ در دنیا حرف اول را بزنیم.

در زمینه‌ی فنّاوری مورداستفاده در حوزه فرش ماشینی اتفاقاً خیلی به‌روز و پیشرفته هستیم دقیقاً برعکس برخی صنایع دیگر داخلی!

در زمینه‌ی قالی ماشینی بی‌شک بالاترین نمونه متعلق به ایران است. حتی ما در زمینه شانه و تراکم بالا از ترکیه و دیگر کشورهای تولیدکننده فرش ماشینی بسیار پیشرفته‌تر هستیم.

منتها ترکیه در طرح‌های فانتزی و قالی‌های به‌اصطلاح ارزان‌تر موفق‌تر از ما بوده ضمن اینکه از یک سری حمایت‌ها و کمک‌های دولتی هم برخوردار است.

در ترکیه جوایز صادراتی قبل از خروج کالا از گمرک در اختیار تولیدکننده قرار می‌گیرد اما در ایران این مسئله وجود ندارد. در کشور ما متأسفانه علی‌رغم اینکه هزینه انرژی و مزد کارگر پایین‌تر است ولی بهره‌وری نامطلوبی داریم.

ـ در همین یک مورد راهکار اتاق بازرگانی و بخش خصوصی چیست؟
ـ راهکار این است که در قدم اول دولت بخش خصوصی را قبول داشته باشد و سخنان و توصیه‌های آنان را بپذیرد و به مواردی که ما عنوان می‌کنیم بها دهد، ما در جلسات بسیاری شرکت کرده‌ایم که خروجی‌شان هیچ بوده است.



ـچرا؟
خب در پاسخ به چرایی این قضیه باید به نقص دستگاه‌های اداری مملکت، به رانت‌ها، سو استفاده و منافع گروهی عده‌ای که به خطر می‌افتد، توجه داشته باشیم.

در یک دوره‌ای در کاشان و کل کشور وام‌هایی را برای راه‌اندازی واحدهای تولیدی اختصاص دادند، نتیجه این وام‌ها چه تأثیراتی داشت؟
در مورد این وام‌ها در زمان «آقای احمدی‌نژاد» تکلیف شده بود که این وام‌ها را به‌هرروی به بخش تولید اختصاص بدهند که در بسیار از موارد هم به خطا رفت.

برای مثال افرادی با استفاده از راه رانت، وام می‌گرفتند اما درجاهایی غیر از تولید صرف می‌کردند که این مسئله باعث افزایش قیمت زمین یا ماشین یا افزایش نقدینگی و تورم در کشور شد؛ یعنی عملاً پولی که قرار بود وارد بخش تولید کشور گردد و به‌جای آنکه تولید ثروت نماید، تورم و رکود را افزایش داد.

یا به‌عنوان‌مثال در دولت آقای روحانی تلاش شد تا نرخ ارز ثابت نگه‌داشته شود، نتیجه آن شد که واردات ما افزایش و صادرات کاهش یافت یعنی اینکه ما کمک کردیم واردکننده حتی سنگ‌قبر، بیل و کلنگ را هم وارد کند،

درنتیجه صنعت به حاشیه رانده شد اما ناگهان دلار منفجر شد و این داستان نشان داد که تعدادی از مسئولان دولتی ما یا اختیار لازم برای تصمیم‌گیری و یا سواد کافی برای اداره امور ندارند؛ درواقع ما درست برعکس چین رفتار کردیم، چین برای آنکه صادراتش را رونق ببخشد سعی و تلاشی برای ثابت نگه‌داشتن ارزش پول خود نمی‌کرد.

من خیلی حرفم را شفاف می‌زنم چون مملکتم را دوست دارم از اوضاع‌واحوال به وجود آمده بسیار ناراحتم، ما می‌توانستیم در جامعه بسیار بیشتر پیشرفت کنیم، چراکه مانند نیروی جوان و تحصیل‌کرده ما در هیچ جای دنیا وجود ندارد، بالاترین سرمایه در هر کشوری نیروی انسانی است.

نیروی انسانی ما چیست؟ خیلی‌هایشان یا معتاد شده‌اند،‌ یا به خارج‌رفته‌اند و یا درراه رسیدن به خارج در دریا غرق‌شده و از بین رفته‌اند. دولت باید بتواند یک تصمیم قطعی بگیرد و مسائل را از دید ملی بنگرد.

ـ آیا افرادی که تجربه و دانش کافی را ندارند و فقط پول و وام دولتی گرفته‌اند تا چه مدت می‌توانند در این صنعت فعالیت کنند؟
خیلی‌هایشان ورشکست شده‌اند؛ مثلاً پول بیمه و کارگر یا برقشان را نمی‌توانند پرداخت کنند که بر سر این مسائل مدام مسئولان بانکی و دولتی تشکیل جلسه می‌دهند.

الآن همه آن‌ها وضع نا به سامانی پیداکرده‌اند، به‌هرحال اثراتش نمایان می‌شود.

ببینید یکی از ویژگی‌های صنعت، نوآوری و اصلاحات است. اگر در صنعتی نوآوری و اصلاحات نباشد آن صنعت محکوم‌به ورشکستگی است؛ یعنی اگر صنعت قالی ماشینی رشد نمی‌کرد و نمی‌توانستیم فنّاوری یا طرح‌های جدیدی داشته باشیم این صنعت محکوم‌به ورشکستگی بود.

صنعت نمی‌تواند راکد باقی بماند، دنیا در حال تحول است و ما نمی‌توانیم یک‌گوشه بنشینیم و مانند پنجاه سال قبل فکر کنیم.

درواقع ما اقتصاد را به شکل غلطی پیش برده‌ایم، اقتصاد نه با دعا درست می‌شود نه با توپ و تانک! اقتصاد با علم و دانش درست می‌شود با وام‌هایی که به افراد غیرمتخصص دادند و علم اقتصاد را به هم ریختند.

عده‌ای در این میانه پول‌هایی را به دست آوردند، دولت هم کسری بودجه خود را جبران کرد و این تدابیر غلطی است که هیچ کجای دنیا نمونه ندارد.

تنها شفادهنده بیماری اقتصاد ما اقتصاد خصوصی است و نه اقتصاد دولتی.

باید در جامعه برای همه امکانات برابر ایجاد نمایند و کسی که توانایی دارد تا بتواند فعالیت کند.

امروزه یکی از ایرادها این است که دولت به‌جای آنکه مالیات را بر اساس درآمد از تولیدکننده اخذ کند بر اساس واحد بزرگ اقدام به گرفتن مالیات می‌کند درواقع یکی از موانع رشد تولید همین دیدگاه است، یعنی می‌بیند اگر کارگاه شما بزرگ‌تر است پس باید مالیات بیشتری بدهید؛ درواقع عملاً گام‌هایی که دولت برمی‌دارد در اکثر موارد غلط است.

اگر ما می‌خواهیم که جامعه‌مان از این وضع نجات پیدا کند بایستی تبعیض را از بین ببریم، زیرساخت‌های لازم را فراهم نماییم، جلوی رانت را بگیریم. شرایط را برای همه یکسان کنیم و چوب لای چرخ تولیدکننده نگذاریم.

جالب است بدانید که در ژاپن با ۱۲۵ میلیون نفر جمعیت تعداد اعضای کادر دولتی در حدود ۵۰۰ هزار نفر است، ولی در کشور ما با جمعیتی در حدود ۸۲ میلیون چیزی در حدود ۵ میلیون نفر کادر اداری داریم.

یکی از دلایل تورم همین تعداد بالای نیروی کار دولتی است، وقتی درجایی به‌جای ۵ نفر از ۱۵ نفر استفاده کنیم، این موضوع روند و فرآیند کار را کند می‌کند. در کشورهای پیشرفته برای صدور پروانه و مجوز ساخت‌وساز حداکثر دو ساعت زمان لازم است درحالی‌که در ایران حدود یک سال یا شش ماه زمان لازم است.

این‌ها مسائل ساختاری است و هر زمان که دولت بتواند موانع آن را رفع کند سبب گشایش در بسیاری از کارها شده است، اگر اقتصاد درست شود فرهنگ هم تصحیح می‌گردد.

درنهایت اینکه اگر ما تا زمانی که در حیطه اقتصادی قدرت نداشته باشیم نمی‌توانیم در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم.

ما می‌بایست اقتصاد را تقویت کنیم، وضعیت مردم را بهبود ببخشیم، ‌در کشور گرسنه نداشته باشیم.

مردم بتوانند بهتر فکر کنند بهتر زندگی کنند و درنهایت بهتر کار کنند. تا من گرسنه باشم کار خوب هم انجام نخواهم داد، کارگری که امروز گرسنه است و درآمد کافی ندارد نمی‌تواند کارایی مطلوبی داشته باشد.

این را واقعاً بنویسید، حقوقی که یک کارگر می‌گیرد پنجاه‌درصد زندگی‌اش را هم تأمین نمی‌کند، لذا به همین دلیل است که بهره‌وری کارگر پایین است.

این مسائل جامعه‌ی ماست تا هنگامی‌که ما این مسائل را از بعد ساختاری حل نکنیم این مسائل وجود خواهد داشت و تنها راه آن‌هم توجه به بخش خصوصی است.

ما امیدواریم که این امر هرچه زودتر انجام شود و من به‌عنوان یک ایرانی این مطالب را از روی دلسوزی عنوان نمودم و ما خوشبختانه جز هیچ خط و خطوط و گروهی هم نیستیم، نبوده‌ایم و نخواهیم بود؛ خط ما خط تولید و همت است.

منبع : مجله نساجی کهن


تهران - خیابان شریعتی
بالا تر از پل سید خندان
خیابان مجتبایی - پلاک 10
فروش تلفنی
021 - 22887001~3
021 - 23548
021 - 22 85 26 16
©2016 FarrahiCarpet, All Right Reserved